سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
482
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
وليّكم فى الخلد حىّ خالد * و الضّد فى نار لظى مخلّد « 1 »
--> ( 1 ) سراهاى ايشان را قوت و غذا دادم تا قواى ايشان مستحكم شد خانههايى كه تمام آنها پس از سكونت ، باير شد . از دلم و از دوستانش مىپرسم ، و از آنها كه همهء آنها پس از اقرار ، انكار مىكنند ! و آيا استخوانهاى خاك شده به ما پاسخ مىدهد ؟ و يا آثار خالى از سكنه ، كسى را راهنمايى مىكند ؟ كلاغ صدا برآورد ، پس چنان كه آنها كوچ كردهاند ، وى در آنجا مانده گويى كه در بند كردهاند . بارى آنها در روز خداحافظى جگر مرا پاره پاره كردند و از همان زمان كه آنان رفتند ديگر من جگر ندارم ! روى مژههاى چشم و در قلب و دلم حركت كردند ، آنها رفتند و بر اشك چشمم وارد شدند . در حالى كه اشكهاى من ريزان و قلبم مجروح و آزرده و حرارت تشنگى من سردشدنى نيست . و قطرات اشكم فراوان و چشمم خونبار و خواب از چشمانم پريده است ! يقين كردم آن وقتى كه ساربان براى ( شتران ) ايشان حدى ( آواز ) مىخواند و من نمردهام براستى كه سنگدلم ! من وقتى كه نزديك ايشان بودم ، غمگين و افسرده دل و مرده بودم ، اكنون كه دور شدهاند دربارهء من چه گمان دارى ؟ آنان زندهاند چه در عراق باشند يا در شام ، يا در تهامه باشند و يا به يمن و نجد بروند . بايد بهترين كرات آسمانى بر ايشان بگريد ، زيرا كه آن بهره و سهم آنهاست و بهرهء چشم من بيدار خوابى است . آنها به دل و مجموعهء كرات ( هستى ) پشت كردند ، بنابراين پس از ايشان كو صبر و پايدارى ! اگر ضعف و ناتوانى نبود ، شادمانيم را وسيلهء ايشان انكار مىكردم ، و ليكن لاغرى جسمم به خاطر محبّت ، قلبم را مىآزارد ، گواهى مىدهد ! افسوس و آه از دست جور و ستم حاكمان هواپرست در حالى كه در ميان ايشان براى ستمگر جاى خوشبختى نيست . در نظر ايشان نه برتبه كار غرامتى است و نه بر كسى كه به ستم كسى را بكشد قصاصى . و اى كه از دوستى اهل بيت مىپرسى كه آيا من به نحو آشكارا اقرار مىكنم و يا انكار هيهات ! محبت آنها با گوشت و خون من آميخته است و بر آن هدايت شدهام و رشد يافتهام . حيدر ( على ( ع ) ) ، حسن و حسين پس از او ، آنگاه على و پسرش ؛ محمد ( ع ) جعفر صادق و موسى بن جعفر و در پى وى آقا و سرور ما على ( ع ) يعنى ( على بن موسى ) الرّضا و بعد پسرش محمد ، سپس على و فرزند رشيد و استوارش حسن ( عسكرى ) كه بعد از پدر است و به دنبال او محمد بن حسن كه غايب از نظرها است زيرا آنان امامان و سروران منند هر چند كه گروهى مرا لعن و ملامت كنند ! امامان ، چه امامان بزرگوارى ! نامهايشان همه جا نوشته شده و منتشر است آنان حجتهاى خدا بر بندگان او هستند و ايشان راه رسيدن به خدا و هدفند . همه روز آنان براى رضاى پروردگارشان روزهدار و در تاريكيهاى شب در ركوع و سجودند . گروهى كه در سورهء هل أتى مدح ايشان آمده است و آيا بجز شخص ملحد و بىدين كسى منكر آن است ؟ ! خاندانى كه در هر سرزمينى شهادتگاهى دارند ، نه بلكه در هر دلى آنان مشهدى دارند . گروهى كه سرزمين منى و عرفات و مشعر مال آنها و صفا و مروه و مسجد الحرام از آن ايشان است . قومى كه مكه و سرزمين بطحاء و مسجد خيف و مساجد جامع و بقيع غرقد ( غرقد : درخت بزرگ ، از اين رو به بقيع غرقد گفتهاند كه در بقيع درخت بزرگى بوده است ( منتهى الارب ج 3 ، ص 325 ) - م . ) متعلّق به ايشان است . گروهى كه